Saturday, June 16, 2012

A song by Soraya Fallah and Omeed Rafizadeh on Women Political prisoners

The song “Chemical tears“ is about women political prisoners in Iran, specifically minority women prisoners. This song focuses on one specific case in order to humanize the broader issue. This chronicles some part of Zainab Jalalian’s life who has been on death row since 2009. Currently we do not know her whereabouts or situation. The last time any news regarding her condition was revealed, she had been tortured and in terrible health. She has been invisible to the majority of the human rights community and we hope that this song can raise awareness about her.
This song is in two languages. The lyrics are in English and Kurdish (Sorani). The music is an original composition by Mr. Omeed Rafizadeh who also wrote the English part of the song. The Kurdish section is written and sung by Soraya Fallah.
Translation of the lyrics from Kurdish to English are by Cklara Moradian.


00:00 / 02:58


Soraya Fallah is a human rights activist of Kurdish origin. She was imprisoned in Iran four times, and tortured so severely that she miscarried in solitary confinement. Omeed Rafizadeh has an Iranian father and a Filipino mother. He is currently writing a novel and recording an album about Iran. This song is written for women in prison, particularly Zainab Jalalian, a Kurdish activist. For more info on Soraya: and Soraya and Omeed's album "No More Fun" can be listened to here:

ثريا فلاح، فعال حقوق بشر کرد است. او چهار بار در ايران زنداني شده، و به شدت مورد شکنجه قرار گرفته است. به گونه اي که در زندان انفرادي در اثر فشارهاي وارده سقط جنين کرده است. او اعتقاد دارد که هنر يکي از کارآمدترين شيوه هاي مقاومت در برابر رنج و عذاب انساني است. اين ترانه براي زنان زنداني ساخته شده، به ويژه براي زينب جلاليان، يک فعال کرد که در زندان به سر مي برد. شعرها به زبان هاي انگليسي و کردي (سوراني) هستند. براي اطلاعات بيشتر: ‏ /



1) Kurdish
ژیان و ماڵم به جێ هێشت
ماڵیکم ئه ویست نه له خشت
ماڵم وێران کرابو
نیوه ی به جیا ڕوخابو

2) English
Left her home for a day for a week for a year
landmines at her feet, chemicals in her tears
she suppress the fear, inhale toxins made by war profiteers
saw a man die laughin'
got poison in her blood that year
ran from bombed home slumpin' halfway gone
family on the floor
waitin for the sound
waitin for those missiles beating down
right beyond the door, right beyond the door now
gun-shot songs for child of war
when the state hunts your people
what’s your life for?

3) Kurdish
ئێسته له به ندینخانه
ئه شکه نجه یه و زیندانه
به ڵام له شاری جوانی
به هیوای هاتنه وانی
وتیان هاوری شیرینی(شیرین علم هولی(
فێربوی ده ستی فه رهادی(فه رزاد که مانگه رو فرهاد وکیلی(
زمانت نا له باره
سیزاکه شت سه رداره

4) English
when the state hunts your people
your life is fight or run
you name boys after devastation
you name girls after “unknown nation”
they the center, they the foundation
her life never saw no relief
she was in love with fantasies of peace
she was suffocatin' in bomb smoke, but she chose to breathe deep
For years her only friend was a road too steep, windin' through the mountains took her to the city
Tryin' to form a movement, got in too deep
walkin' among the wolves, syrup dripping from they teeth x2

5) Kurdish
ئێسته له به ندینخانه
ئه شکه نجه یه و زیندانه
به ڵام له شاری جوانی
به هیوای هاتنه وانی

له ته مه نی دوانزه سالان
ڕوشتم به ره و هه واران
شه ڕم له سه ر نه زانین
بو چی نه بونی ئاشتین
سیزای ئازادیخوازی
تۆمه تی خوا نه ناسین

6) English
they drooled at the sound of the girl they bit down on
little hunted runaway, they, told her to pray, they
told her that she speaks the wrong tongue anyway
drag her away
Now she sits in a cell all day
Forced to call every beast “sir”
but back at home
her family on the floor
they still wait for her

7) Kurdish
به ره و ئاسۆ



1) Farsi
زندگی و خانه ام را رها کردم
در جستجوی خانه ای دیگر نه از جنس خشت
آشیانه ام را ویران کرده بودند
بخش اعظم آن به آوار مبدل شده بود

1) English
I left my home
Left it (echo)
I wanted a house, not made of clay
My house was destroyed
Half of it was demolished

2) Farsi
خانه اش را براي يک روز، يک هفته، يک سال ترک گفت
مين هاي زميني در برابراش، مواد شيميايي در اشکهايش
ترس را فرو مي نشاند، سموم شيميايي ساخته شده توسط دلالان جنگ را استنشاق مي کند
مردي را ديد که در حال جان دادن مي خنديد
ها ها ها ها
آن سال سم به خونش وارد شده بود
از خانه ي بمباران شده اش گريخته، و در ميانه راه بر زمين افتاده بود
خانواده بر کف زمين
در انتظار صدا بودند
در انتظار موشک هايي که بر زمين کوبانده مي شدند
درست در آن سوي در، اکنون درست در آن سوي در
ترانه هايي براي کودکان جنگ از صداي شليک گلوله ها
وقتي دولت مردمت را شکار مي کند
زندگي ات براي چيست(به چه دردي مي خورد)؟

3) English
Now in a cell torture and imprisonment
But in the city of beauty, waiting for you to come back
They told me you are friend of Shirin (Alamholi)
Learned from Farzad (Kamangar) 2
Your mother tongue is wrong
Your punishment will be hanging

3) Farsi
اکنون در بندو اسارت
شکنجه و زندانم
اما در شهر زیباییها
در انتظار و چشم به راهت
گفتند همره شیرینی(شیرین علم هولی(
آزموده دست فرزاد(فرزاد کمانگر و فرهاد وکیلی(
به زبان غیر سخن می گویی
پس سزاوار به دار آویختنی

4) Farsi
وقتي دولت مردم ت را شکار مي کند
زندگي ات جنگ است يا گريز
نام پسران را در پي "ويراني" انتخاب مي کني
نام دختران را در پي "ملت ناشناخته" ‏
آنها که.......‏
زندگي شان هيچ گاه آسايش به خود نديد
او به "توهم صلح" عشق مي ورزيد

دود بمب او را خفه مي کرد، اما، اما ترجيح داد تا نفس عميق بکشد
براي سالهاي سال تنها دوستش يک جاده ي پر شيب بود،
از ميان کوهستان پيچ و تاب مي خورد و او را به شهر مي رساند
تلاش مي کرد تا خود را حرکت دهد، در حالي که عميقا گير کرده بود
از ميان گرگ ها راه مي رفت، گرگ هايي که از دندان هايشان شيره مي چکيد

5) Farsi
اکنون در بندو اسارت
شکنجه و زندانم
اما در شهر زیباییها
در انتظار و چشم به راهت
در سن 12سالکی
به سوی بلیدیها رفتم
برای جنگ با نادانی
برای یافتن پاسخ فقدان صلح
حکم آزادیخواهی
تهمت دشمنی با خداست

5) English
Now in a cell, torture and imprisonment
But in the city of beauty, waiting for you to come back
At the age of 12
I went toward destiny, my fight was against ignorance
And the fact that there is no peace
Punishment for seeking freedom is being slandered, accused of “enmity against God”

6) Farsi
از صداي دختر، که نقش بر زمينش کرده بودند، خوشحال بودند و آب از دهانشان جاري شده بود
آنها به دخترک فراري شکار شده مي گفتند دعا کند
به دخترک گفتند که به زبان نادرستي تکلم مي کند
او را کشيدند و بردند
حالا او تمام روز را در يک سلول مي نشيند
و مجبور شده تا به هر حيوان درنده اي بگويد "آقا"‏
اما در خانه
خانواده اش بر کف زمين
کماکان در انتظاراش هستند

7) Farsi
به سوی افق

7) English
Towards the horizon


from Azadi: Songs of Freedom for Iran, released 12 June 2012
Music composed by Mr. Omeed Rafizadeh. The lyrics are in English and Kurdish (Sorani). The English lyrics is by Omeed and Kurdish is by Soraya Fallah. Singers are Soraya and Omeed. Translator of the lyrics in Kurdish to English is Cklara Moradian.



all rights reserved


feeds for this album, this artist

No comments: